
ژانر : درام ، رومانتیک
سال انتشار : ۲۰۰۹
مدت نمایش : ۱۰۳ دقیقه
داستان فیلم : ورونیکا، دختر جوانی که به دنبال مرگ رفته، زندگی را مییابد. او نزدیک یک هفته بین زندگی و مرگ سرگردان است، ولی آگاهیاش از مرگ باعث میشود شدیدتر زندگی کند و کارهایی را انجام دهد که پیش از آن هرگز نکرده بود. ورونیکا به آن چه ندارد میاندیشد و زندگی خود را دوباره ارزیابی میکند......
تحلیل روانشناسی فیلم:
تصمیم به پایان زندگی در سایه هستی نژندی
فرانکل از پیشگامان روانشناسی اگزیستانسیال، واژه «هستی نژندی» را درمورد اختلالات روانی به کار میبرد و معتقد است ناتوانی در یافتن معنای زندگی، از مهمترین عوامل اختلالات روانی افراد است. فرانکل معتقد است که شخص با جستجوی معنا در زندگیش انسانیت خود را متجلی میکند. این هستی نژندی در واقع بن مایه فیلم است. دختری که با تصور واقعیت های زندگی به پوچی و آزاردهنده بودن زندگی می رسد و تصمیم می گیرد تا قبل از اینکه این اتفاقات تلخ برای خودش روی دهد، زندگی خود را پایان دهد. درمانگر ورونیکا با تدارک محیط سعی میکند او را در یافتن معنا یاری دهد. در درمانهای وجودی سه راه برای خلق معنا وجود دارد: عشق به یک انسان، خلق کردن و در نهایت یافتن معنا در رنجها! که راه نخست یعنی عاشق شدن دریچهای است که درمانگر ورونیکا به دنبال آن است.