
The Shawshank Redemption ( رستگاری در شائوشنک )
ژانر : درام ، جنایی
سال انتشار : ۱۹۹۴
مدت نمایش : ۱۴۲ دقیقه
داستان فیلم : اندی دوفرین بانکدار موفقی است که به جرم قتل همسرش و معشوقه وی، به اشتباه مجرم شناخته شده و به زندان شائوشنک منتقل میشود. او به مرور با بقیه زندانیان دوست میشود که یکی از آنها رد است. رد، طبق گفته خودش به دلیل ارتکاب قتل، محکوم به حبس ابد است...
تحلیل روانشناسی فیلم:
یافتن رهایی در حصار میله ها ، امیدهای یک وجودگرای در بند
فیلم مفاهیم اگزیستانسیالیست زیادی را در بر گرفته است . از جمله اینکه در عین اسارت، می توان آزاد بود ؛ در عین حالیکه شما در زندان مخوف زندانی هستید ، می توانید آزادانه تصمیم بگیرید. و اینکه انسانیت هیچگاه نمی میرد ؛ در مکانی که رفتار غیر انسانی با زندانیان می شود ، یک فرد ( اندی ) میتواند با یک خواسته ی انسان دوستانه، انسانیت خود را به نمایش بگذارد . از دیدگاه اگزیستانسیال، اندی انسان اصیلی است؛ زیرا نه تنها انتخاب های خود را بر اساس خواسته های خود انجام می دهد، بلکه تبعات انتخاب های خود را با تمام وجود می پذیرد ؛ وی احساس امید را در خود نمی کشد و برای زنده نگه داشتن این احساس، از هیچ کاری دریغ نمی کند. «اندی دوفرین»، قاتل نیست اما گناهکار است؛ گناهکار به واسطه عاجز بودن از ابراز عشق و محبت به همسرش که خیانت او را واقعگرایانه نشان میدهد. این ۲۰ سال گرفتاری در زندان، به فرصتی میماند برای تأمل کردن به خود. برای نگاه کردن به درون خود و خودشناسی. برای شناخت خواستهها و پذیرفتن اشتباهات. اندی در این مدت نیاز واقعی و رؤیای موردعلاقهاش را کشف میکند. با اینکه در اول فیلم نورتون، راه رستگاری را در کتاب مقدس برمیشمارد، اما اندی در این زندان با یافتن حقیقت زندگیاش، به ”رستگاری در شاوشنک” میرسد.