
ژانر : ترسناک ، معمایی
سال انتشار : ۲۰۰۴
مدت نمایش : ۹۶ دقیقه
داستان فیلم : مورت رینی ، نویسنده موفق کتابهای جنایی است که از همسرش جدا شده و به ویلایی خارج از شهر نقل مکان میکند. در این میان فردی به نام جان شوتر به ملاقات مورت آمده و او را متهم به سرقت ادبی میکند. حال با این اتفاق زندگی مورت کاملا تغییر کرده...
تحلیل روانشناسی فیلم:
تروما و افسردگی منجر به اختلال هویت تجزیه ای
شخصیت اصلی فیلم ، رینی بسیار آدم خوب، منعطف و عاشق است که با وجود جدایی، هنوز همسرش را دوست دارد. دلیل این جدایی خیانت همسر رینی به اوست که منجر به تروما و آشفتگی روانی رینی شده است. نویسنده ای باهوش که دچار شکست در روابط عاطفی خود شده است. شخصی در زندگی او ظهور پیدا می کند با ویژگی های شخصیتی متفاوت . شوتر شخصیتی خشن و دقیقاً در تضاد با شخصیت نویسنده است. در واقع شوتر شخصیت دوم رینی است که در مواجهه با خیانت همسر در ذهن او خلق شده است. شخصیتی با ویژگی هایی که می تواند به این خیانت اعتراض کرده و انتقام گیرنده باشد. رینی دیگر آن انسان عاشق نیست، شخصیت دیگری درونش نمایان شده و بهطبع خلقیات مختص به خود را داراست. زن را میکشد و از این خوشحال است که داستان را آنجور که میخواست تمام کرده است. در واقع در پس این خیانت رینی دچار اختلال هویت چند شخصیتی شده. ویژگی این اختلال، رؤیاپردازی و توهم فرد است؛ در فیلم، رینی با شوتر قرار میگذارد اما هنوز متوجه نشده که شوتری وجود ندارد. در سکانسی که رینی جلو اینه میرود، آگاه میشویم، تمام جنایتهایی که شوتر باعثش بوده، درواقع خود رینی باعثش بوده؛ یعنی شوتری که درون رینی است. اولین ویژگی این اختلال، افسردگی است. وقتی فرد از بیماری خود مطلع میشود، فشار روانی و درگیری درونی، باعث منزوی شدن او میشود؛ رینی هم بعد از مطلع شدن، چنین حسی را دارد؛ یعنی پرخاشگر و بیحوصله میشود درگیر کسالت خواب شده و زمینهساز جنون نویسنده میشود.