
ژانر : درام ، رومانتیک
سال انتشار : ۲۰۱۹
مدت نمایش : ۱۲۱ دقیقه
داستان فیلم : در اواخر قرن هجدهم، «ماریان» که نقاش زن جوانی است، به شاگردانش نقاشی پرتره درس میدهد. یکی از شاگردانش نام تابلویی که بیاجازه در کارگاه آورده است را از او میپرسد و ماریان نام آن را «پرتره دوشیزهای شعلهور» ذکر میکند. فیلم به چندین سال قبل بازمیگردد...
تحلیل روانشناسی فیلم:
این فیلم با نگاهی از بعد فمینیستی ساخته شده است. اشاره به محدودیتهایی که برای زنان نقاش در اواخر قرن هجدهم وجود داشته، جنبه واقعگرایانه فیلم را نمایان میسازد. همانطور که ماریان این قوانین دستوپاگیر را وصف میکند، راهی برای «جلوگیری از خلق اثری ماندگار توسط زنان» را به تصویر می کشد. همچین بر اساس واقعیت آن دوره، از دریچه خدمتکار خانه به این موضوع اشاره میشود که با غیرقانونی بودن سقط جنین، همچنان هم این عمل جزئی از زندگی روزمره بوده است. ماریان یک زن خودساخته، قوی و باصلابت است که به طور مستقل زندگی میکند و نیازی به مردان ندارد. او در جامعه مردسالار قرن هجدهم به هلوئیز میگوید که شاید هرگز ازدواج نکند. بی نیازی او به مردان در همین صحنه پریدن در آب نیز دیده میشود. در روند آشنا شدن ماریان و هلوئیز یک نکته دراماتیک دیگر نیز داریم. اینکه این دو شخصیت متضادند؛ ماریان همانطور که گفته شد یک زن مستقل و باصلابت و توانمند است که روی پای خودش ایستاده ولی هلوئیز زنی وابسته و درونگراست. ارجاع بینامتنی فیلم به افسانه یونانی اوریدس و اورفوس که در صحنه کتابخوانی دو عاشق مقدمه چینی میشود و بعدتر نقش مهمی در غنای زیباییشناختی فیلم ایفا میکند و در سرنوشت ماریان و هلوئیز هم تکرار میشود. صحنه آوازخوانی زنان در دشت که گویی مانیفست فیلم را نیز به زبان موسیقی درآورده، در راستای شاعرانگی و بازی فیلم با انواع هنر هاست.