
ژانر : درام ، بیوگرافی
سال انتشار : ۲۰۰۰
مدت نمایش : ۱۲۲ دقیقه
داستان فیلم : فیلمی درباره زندگی و حرفه نقاش آمریکایی، جکسون پولاک......
تحلیل روانشناسی فیلم:
افسردگی
فیلم روایت زندگی نقاشی حرفه ایست که معتاد، افسرده و اندوهگین است و هیچگاه نتوانسته زندگی ساده و به دور از چالش و دغدغه را پشت سر بگذارد. هنگامی که پولاک درگیر اعتیاد شد؛ برای مدتی از هنر دور شد و در نهایت تحت درمان دکتری یونانی به نام جوزف هندرسون قرار گرفت که نظریههای روانکاوی فروید و یونگ را برای پولاک به کار برد. به همین سبب، پولاک برای درمان با آثار هنری و نقاشیهایش مشغول شد و همین موضوع منجر شد تا مفاهیم روانشناختی یونگ در آثار پولاک نیز به چشم بخورد. همانطور که در زندگینامه پولاک و در فیلماش هم میبینیم، وی به اتفاقیبودن اعتقادی ندارد و چیزی را اتفاقی نمیداند؛ به نوعی، پولاک همواره برای آثارش ایدهای در ذهن داشت و هیچوقت صرفاً رنگها را با هم ترکیب نمیکرد تا به چیزی برسد. فیلم نسخهای حقیقی از پولاک را نشان میدهد؛ نسخهای که فقدان عشق در آن احساس میشود، نسخهای که در اعماق خود گم شده و افسردگی به بند بند وجودش رسوخ کرده است.