
Interstellar ( میان ستاره ای )
ژانر : درام، علمی تخیلی ، ماجراجویی
سال انتشار : ۲۰۱۴
مدت نمایش : ۱۶۹ دقیقه
داستان فیلم : هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود، یک کشاورز و خلبان سابق ناسا به نام جوزف کوپر وظیفه هدایت یک فضاپیما را به همراه گروهی از محققان بر عهده می گیرد تا سیاره جدیدی برای انسان ها پیدا کنند...
تحلیل روانشناسی فیلم:
میان ستارهای اثری در ستایش ذات بشر است و این کار را از یک جنبه به همان شیوهای انجام میدهد که نیچه مطرح کرده بود: «اما بگذارید تا برترین اندیشهتان را به شما فرمان دهم. و این است آن: انسان چیزی است که بر او چیره میباید شد!» آنچه میان ستارهای را به اثری به شدت انسانگرایانه تبدیل میکند، اشاره به این قضیه نیست که انسان حاکم بر جهان خویش است؛ بلکه یادآوری این نکته است که انسان فراشُدی است که باید بر او چیره شد. نکته مهم سکانس بحث بر سر واقعی بودن سفر انسان به ماه ، نه واقعی بودن یا نبودن ماجرا، که درواقع تقابل میان ایمان و عدم ایمان به ذات بشر است. از دید کوپر، انکار واقعهای مثل سفر انسان به ماه، نوعی بیاعتقادی به ذات بشر و قابلیتهای اوست. یکی از اصلیترین برگهای برنده فیلم ، ایجاد تعادلی مثال زدنی میان نگاه «خالقباورانه» و دیدگاه «انسانگرایانه» و تأکید بر این است که این دو دیدگاه نه تنها متناقض نیستند بلکه در کنار هم میتوانند مفهوم واحدی را تشکیل دهند. اما میان ستارهای روی دیگر سکه را هم نشان میدهد. نمایش درد و زجر انسانهای پیشرو . فیلم میانستارهای، با اینکه بیش از هر فیلم دیگری در تاریخ سینما تئوریهای علمی را در خود جای داده، به هیچ وجه فیلمی تئوری زده نیست. در این فیلم اصالت با احساسات و عواطف انسانها است. عشق انسانها به یکدیگر چه در یک خانهی چوبی روی کرهی زمین و چه در سیاراتی غریب در جریان است.