
ژانر : کمدی ، جنایی
سال انتشار : ۲۰۰۸
مدت نمایش : ۱۰۷ دقیقه
داستان فیلم: آخرین «کار» دو آدم کش ایرلندی، «کن»و «ری» در کلیسایی در لندن، به مشکل بر می خورد و رئیس آن دو دستور می دهد که به بروژ در بلژیک بروند و منتظر تماس او باشند. در بروژ «کن» آرام آرام به این شهر تاریخی علاقه پیدا می کند، در حالی که «ری» هم چنان به خاطر اشتباهش ، در عذاب وجدان به سر می برد...
تحلیل روانشناسی فیلم:
نشخوار ذهنی یک گناه
فیلم بدون شعار دادن دو قاتل ترسیم میکند که حقیقتا آدمکش هستند. اما معادلات ذهنیِ ما را با انسانیتشان به هم میزنند. ما اصولِ رفتاریِ این دو را به تدریج تا انتها به جان حس کرده و حتی وادار به همذاتپنداری میشویم. اما تا حدی که بتوانیم گناهشان را نیز پس بزنیم. این اصولِ رفتاری نه همه جا، اما تا حدود زیادی شعاری نشده و در منطق اثر باقی میماند. در بروژ، با خود حسِ معینِ یک رفاقتِ مردانهی بشدت تعیین یافته را حمل میکند. در بروژ، برخلاف ظاهرش فیلمِ بسیار تلخیست که تلخیاش نه باسمهای و شعاری و روشنفکرانه، بلکه سینمایی و انسانیست. تلخیای از نوع تجربهی برزخ و مکافات. شاید رویهی دیگر این تلخی، همان لحظات بامزهی فیلم باشد که درد را قابل تحملتر میکند و مهمتر از آن اصلا ضرورتِ اینچنین تلخی و تراژدیای، خنده است.