
ژانر : درام، فانتزی
سال انتشار : ۲۰۱۲
مدت نمایش : ۱۱۱ دقیقه
داستان فیلم : فیلم داستان یک روز از زندگی شخصی به نام موسیو اسکار است. کاری که اسکار میکند شبیه هنرپیشهها است؛ گریم میکند، لباس مناسب میپوشد و نقشهای پیچیده و مرموزی را بازی میکند. در واقع او به طور پیوسته هویت خود را تغییر میدهد. گاهی برای خدمت به دیگران و گاهی بدون هیچ دلیلی...
تحلیل روانشناسی فیلم:
اگر چند شخصیت شدگی ؛ یک کار روزانه باشد
کاراکس با مفاهیم زیادی در این اثر استعاری اش بازی می کند. هویت اولین نمونه ی آن است. اگر ما چیزی از خود واقعی آقای اسکار نمی دانیم برای این است که دیگر خود واقعی او وجود ندارد. گویی اثر با سوال ساختار براندازانه و آنارشیست نمایی شروع می شود. که اگر تمامی مناسبات انسانی و روابطش چه با یکدیگردر جامعه و چه با محیط اطرافش همه جز یک سری داده های بی ارزش نباشد چه ؟ اطلاعاتی که میتواند با شخص دیگری که طبیعتا تفکر جداگانه ای هم دارد جایگزین شده و تفاوتی در این مناسبات ایجاد نشود. تمام نقش هایی که اسکار به عهده میگیرد تیپیک هایی از غرایز است . به طبیعت انسانی بر می گردد. که اوج ان در نقش دوم است. که ابتدا با حریف فرضی می جنگد تا جنس مخالفی که خود بازیگری دیگر است را جذب کرده . هردو غرایزشان را به طرز اغراق امیز و انتزاعی شکلی ارضا می کنند. مرگ و فنا در موتورهای مقدس انچنان بی معنی و از تاثیر ساقط شده است. که تراژدی طنز آمیزی می سازد و انسان را به این ارزوی دیرینه اش یعنی فناناپذیری می رساند. فنا ناپذیری فقط در مجرای بازی کردن نقش های گوناگون در نمود هاست و مرگ جز به خواسته خویش ممکن نمی باشد. اما ایا رسیدن به این خواسته انسان هارا ازاد کرده و شادشان می کند؟ اسکار و دیگر بازیگران را افسردگی این انسانی بودن فرا گرفته و بازگفتنی نیست. قتل بانکدار و نماینده جامعه بورژوازی که با پوشش کمیک وار اسکار صورت می پذیرد .به همان صورت هم خاتمه می یابد و تراژدی طنز آمیز را از نو می سازد .