
ژانر : بیوگرافی ، خانوادگی ، درام
سال انتشار : ۲۰۰۴
مدت نمایش : ۱۰۱ دقیقه
داستان فیلم : دربارهی نمایش نویس ناموفقی به نام جیمز است که با شکست تجاری مواجه شده است. علاوه بر این او در زندگی عاطفیاش نیز شکست خورده است. ناموفق بودن در زمینهی کاری و عاطفی برای او به نوعی درک نشدن به حساب میآید و از آن جایی که در کودکی برادرش را از دست داده است عقدهای برای کودک بودن در گلو دارد…
تحلیل روانشناسی فیلم:
روابط و پیچیدگی های انسانهای درگیر در آن
فیلم Finding Neverland در یک فضای سنتی اسکاتلندی روایت میشود. جایی که سنتها و واقعیت هیچ گونه سنخیتی با تخیلات جیمز ندارد. در واقعیت همه چیز باید چهارچوب مند و زیر نظر مقررات باشد. جیمز نباید با خانوادهای که سرپرست آن یک زن بیوه است رفت و آمد داشته باشد چون متاهل است. این رفت و آمد را حتی بازی با کودکان سیلیویا، توجیه نمیکند. مادربزرگ که نماد سنت و بزرگسالی در این فیلم است موکدا جیمز را از خانه دور میکند چون معتقد است دخترش برای کمک به او نیاز ندارد و به همسر نیاز دارد. او معتقد است حضور جیمز به عنوان یک مرد متاهل در خانوادهی دخترش راه ازدواج مجدد او را میگیرد. تضاد دنیای کودکان و بزرگسالان در این فیلم بسیار مشهود است. در جست و جوی ناکجا آباد، همان قدر در باب فرآیند خلاقیت است که درباره کمک گرفتن از قوه تخیل؛ فیلم نشان میدهد که چطور بری مصالح داستانی خود را با ثبت جزئیات پیش پا افتاده زندگی جمع آوری میکرده است. به طور مثال در صحنه دعای بچهها و خانم دوموریه، بری، مادر سیلویا را در نقش کاپیتان هوک و با چنگک معروفاش مجسم میکند و یا در صحنه اتاق خواب و شیطنت شبانه پسرها و بالا و پایین پریدنشان بر روی تختخواب، آنان را در دنیای خیالی خود به پرواز در میآورد.